دسته بندی محصولات

تفسیر عکس های هوایی و عناصر آن

مقاله شماره 4

توضیحات

منظور از تفسیر عکس های هوایی، کاربرد شیوه هایی است که توسط آن پدیده های مختلف، حدود و طبیعت آن ها بر روی عکس تعیین شده و رابطه آن ها با محیط اطراف مورد بررسی قرار می گیرد.

1- تفسیر

تفسیر عکس شامل مشاهده پدیده ها و ویژگی های قابل رؤیت بر روی عکس هوایی است و شناخت پدیده روی عکس رابطه مستقیم با آشنایی مفسر در پدیده مورد نظر دارد. خانه ها، درختان و جاده ها به سادگی قابل تشخیص هستند که البته بستگی به مقیاس و کیفیت عکس دارد اما شناسایی مواردی مثل نوع پوشش گیاهی، نوع خاک، نوع سنگ، نوع ساختمان بدون در نظر گرفتن معیارهای مختلف و اصول فنی کاری پیچیده می باشد. تعیین شیوه ای خاص برای تفسیر کاری است بسیار دشوار، زیرا هر مفسری با توجه به شناخت و دانش و تجربه عملی خود اشیاء و پدیده ها روی عکس را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهد. بنابراین نتایج حاصل از تفسیر عکس های هوایی بین مفسران مختلف متفاوت است و آن دسته از مفسرانی که دارای تجارب بیشتری هستند بهتر می توانند عکس های هوایی را تفسیر کرده و اطلاعات مورد نیاز را از آن ها استخراج کنند.

در شرایط موجود ، عکسهای هوایی در اکثر رشته‌های علمی برای پیشبرد عملیات شناسایی و اندازه گیری بکاربرده می‌شوند و در نتیجه، پاسخ گوی بسیاری از مجهولات در مسائلی نظیر تهیه نقشه های موضوعی مختلف، مطالعات زمین‌شناسی، راه‌سازی، محیط زیست، کشاورزی، مدیریت منابع آب، برنامه‌ریزی شهری، هواشناسی، مسائل نظامی و… می باشند.

در فرآیند تفسیر عکس های هوایی، مفسر معمولا هفت کار انجام می دهد که شامل موارد زیر است :

  1. آشکار سازی : در این عملیات پدیده هایی که به طور مستقیم و غیرمستقیم مرئی هستند بر روی عکس تفکیک می شوند.
  2. شناسایی و تشخیص : در این عملیات پدیده های مختلف با اسم مشخص می شوند. این عملیات جزء مهم ترین عملیات تفسیر عکس های هوایی است و مفسر در آن از عواملی نظیر رنگ، تن، بافت، الگو یا نقش، مکان و موقعیت جغرافیایی، شکل، سایه و اندازه سود می جوید.
  3. تحلیل : در این عملیات ترتیب مکانی پدیده ها آشکارسازی می شوند.
  4. قیاس : در عملیات پیچیده از اصل تقارب و همگرایی شواهد برای پیش بینی وقوع برخی رابطه ها بر روی عکس های هوایی استفاده می شود
  5. طبقه بندی : در این عملیات پدیده های شناسایی شده در یک سیستم منظم طبقه بندی شده و دسته بندی می شوند.
  6. ایده آل سازی : در این عملیات با استفاده از خط های توزیع مکانی پدیده ها در منطقه، خلاصه سازی می شود.
  7. تعیین صحت : در این عملیات نقاطی به صورت تصادقی بر روی منطقه مورد مطالعه مورد مشاهده میدانی قرار می گیرند تا صحت و عدم صحت تقسیر مشخص شود

2 - عناصر تفسیر عکس های هوایی

شکل:
مربوط به فرم کلی، وضعیت یا شرح هر پدیده به تنهایی می گردد. همچنین در حالتی که از عکس استریو استفاده شود، ارتفاع عارضه شکل آنرا تعریف می کند. شکل بعض از پدیده ها آنچنان قابل تشخیص است که تفسیر آنها ممکن است تنها از طریق این معیار مشخص شوند. ساختمان پنتاگون نزدیک واشنگتن D.C یک مثال کلاسیک برای این وضعیت است. بدیهی است تشخیص تمامی اشکال به این سادگی ممکن نیست لیکن هر شکلی دارای ویژگی خاصی برای مفسر می باشد.

AirbornImages1_03

اندازه:
اندازۀ پدیده های روی عکس باید در قالب مقیاس عکس در نظر گرفته شود. به عنوان مثال چنانچه « اندازه » در نظر گرفته نشود ممکن است محل نگهداری حیوانات با محل نگهداری گندم اشتباه تفسیر شود. همچنین اندازه های نسبی بین پدیده های عکسی هم مقیاس باید در نظر گرفته شوند.

AirbornImages1_04


 

الگو:
الگو مربوط به ترتیب فضایی پدیده ها می شود. تکرار فرمهای کلی خاص یا ارتباطات آنها، خصوصیات بسیاری از پدیده های طبیعی و یا مصنوعی می باشد، و به پدیده ها الگویی می دهد که فهم آنها، و تفسیر عکس را یاری می بخشد.
برای مثال فضای پارکینگ در سینمای اتومبیل سواران دارای الگو و نمودار خاصی است که به تشخیص مفسر کمک می کند. در صورتی که یک مفسر کم تجربه که با دقت به اندازه، شکل و الگو توجه نکند، سینمای اتومبیل سواران را با خانه های مسکونی اشتباه می گیرد. به همین صورت ترتیب فضایی خاص درختان یک باغ میوه در یک کنتراست قابل تشخیص نسبت به درختان جنگل می باشد.

AirbornImages1_05


 

تن( ته رنگ ):
تن مربوط به روشنایی نسبی یا رنگ پدیده های روی عکس می گردد. برای مثال تن های نسبی عکس می تواند جهت تشخیص بین درختان سوزنی و پهن برگ در عکسهای سیاه و سفید مادون قرمز بکار برده شوند.
تن موجود در مناطق پوشیده از زهکش الگوی قابل توجهی از خاکهای تن روشن و تن سیاه را نشان می دهد بطوری که الگوهای تنی بر اساس شرایط زهکشی خاک تغییر می کنند ( مناطق درای تن های روشنتر به لحاظ توپوگرافی بالاتر قرار گرفته و خشک تر هستند. مناطق دارای تن های تیره تر در مناطق پست تر بوده و مرطوب تر هستند ).
بدون اختلافهای تنی، شکل، الگو و بافت پدیده ها قابل تفکیک نخواهند بود.

بافت:
بافت عبارت است از فرکانس تغییر تن بر روی یک عکس. بافت بصورت ترکیبی از آحاد پدیده ها که ممکن است تشخیص آنها به صورت مجزا به علت کوچکی بیش از حد، بر روی عکس غیر ممکن بنظر آید، ( نظیر برگهای درختان و سایۀ برگها ) تولید می شود. بافت محصولی است از شکل، انداه، الگو و سایه و تن هریک از پدیده ها.
بافت، نرمی ( همواری ) و یا سختی ( ناهمواری) دیداری کلی عوارض یک تصویر را تعیین میکند. هنگامی که مقیاس یک عکس کاهش می یابد، بافت هر پدیدۀ داده شده یا هر منطقه بشدت ظریفتر (کوچکتر) شده و نهایتأ محو می گردد.
یک مفسر اغلب می تواند بین پدیده های با انعکاسهای مشابه، بر اساس اختلافهای بافتی، آنها را از یکدیگر تشخیص دهد. یک مثال، وجود بافت نرم (هموار) چمن سبز در مقایسه با سبزی مربوط به پوشش درختان جنگلی دارای بافت سخت، در یک عکس می باشد.

AirbornImages1_06


 

سایه ها:
سایه ها از دو جهت مخالف برای مفسر مهم هستند.

–  شکل یا شرح یک سایه، تصوری از شکل پدیده را در ذهن مفسر ایجاد می کند( که موجب کمک به او می گردد)
–  پدیده هایی که بین سایه ها قرار گرفته اند، نور کمی را منعکس می سازند و به همین علت تکیک آنها بر روی عکسها دشوار است.

برای مثال، سایه های ایجاد شده به وسیلۀ انواع مختلف درختان و یا عوارض مصنوعی ( پلها، پستی و بلندیها، برجها و غیره) می توانند به طور قطع در تشخیص آنها بر روی عکس کمک نمایند. سایه های ناشی از تغییرات سریع در پستی و بلندیهای زمین، بویژه در عکسهایی که با زاویۀ پایین نور خورشید اخذ شده اند، می توانند در بررسی تغییرات تو پو گرافی طبیعی که ممکن است به لحاظ زمین شناسی و فرم زمین سودمند باشند، کمک نمایند.

مکان:
مربوط به موقعیت جغرافیایی و یا توپوگرافی می گردد و کمک مهم ویژه ای در تشخیص انواع روییدنیها می باشد. برای مثال، انتظار می رود گونه های درختی خاص در مکانهای مرتفع خوب زهکشی شده، وجود داشته باشد در صورتی که بنظر می رسد سایر گونه های درختی در اراضی پست که قابلیت زهکشی مناسبی ندارند بوجود آیند. همچنین انواع گونه های درختی صرفأ در مناطق خاص جغرافیایی بوجود می آیند. (برای مثال درختان چوب قرمز در کالیفرنیا)

AirbornImages1_07

 

ارتباط:
مربوط به وجود پدیده های خاص در ارتباط با سایر ( پدیده ها) می باشد برای مثال، تشخیص یک چرخ و فلک در صورتی که نزدیک انبار غله مزرعه ای متوقف باشد، مشکل است، لیکن در یک منطقه ای که به عنوان پارک تفریحی به شمار می رود آسان به نظر می آید.